تبليغاتX
ام اس دیوانه

ام اس دیوانه

سلام قصد برگشتن ندارم فقط اومدم از تون تمنای دعا کنم نیاز به دعاتون دارم .فقط دعایم کنید با عجز وزاری ازتون خواهش می کنم.موضوع مربوط به ام اس نمی باشد مشکل بزرگ دیگری دارم به مراتب بدتر از ام.اس

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 23:29 توسط ماهرخ |




 

تقدیم به همه شما عزیزانم.

دیگه نخواهم بود.حلالم کنید.سپاسگزارمحبت همه اتان هستم.می دونم خیلی اذیتتون کردم اما تقصیر خودم نبود اوایل بیماری بود ترسیده بودم هول شده بودم بعضی ازشما خصوصا :ندا و مریم و .......... را با سوالهای زیادم خیلی اذیت کردم خواهشا حلالم کنید.برخی از دوستان هم که از بیماران قدیمی و وبلاگ نوبسان قدیمی بودند نیم توجهی هم به سوالاتم نکردند اونها هم حلالشان باد.دیگه آپ نخواهم کرد.

 

خداحافظ ... همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ خداحافظ  ... همین حالا
خداحافظ

 خداحافظ همین حالا را از

اینجا

بشنوید .

 

 

خواهشا اونهایی که وبلاگم را لینک کردند برای یادگاری نگهش دارند و بخاطر نبودنم حذفش نکنند.از همه ی دوستانی که وبلاگ منو لینک کردند و با اینکار کلی دلشادم کردند متشکرم

 

دوستتان دارم باورکنید

 

مسنجر و ایمیلم هم تعطیل خواهد بود

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 13:19 توسط ماهرخ |


 

قبل از ازدواج:
مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم
.
زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن.
زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم!
زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟

بعد از ازدواج:
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 22:24 توسط ماهرخ |


اینهم:تعجب در گذشته وحال:


اینم ببین جالبه نه؟

 

پیری آن نیست که بر سر بزند موی سپید.!!

 
این هم از حیوانی که از جفت گیری اسب و گوره خر به وجود آمده.

لبخند:

۱- به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه

۲-مناجات غضنفر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن

۳-به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید

۴-به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

۵-به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 9:50 توسط ماهرخ |


امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من

زیباترین جامه هایم را بپوشم من

با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم

امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم

بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها

فردا تو می آیی

بعد از جداییها آن بی وفاییها

فردا تو میآیی

از خونه ما ناامیدیها سفر کرده

گویا دعاهای من خسته اثر کرده

من روز و شب را می شمارم تا رسد فردا


آن لحظه خوب در آغوشت کشیدنها

امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من

زیباترین جامه هایم را بپوشم من

با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم


امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم


بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها


فردا تو می آیی


بعد از جداییها آن بی وفاییها


فردا تو میآیی
                                 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 20:55 توسط ماهرخ |


 

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 15:11 توسط ماهرخ |


 سلام به دوست که هرچه دارم از اوست

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 19:6 توسط ماهرخ |


روزی که با هاش آشنا شدم خیلی دوسش داشتم .اما اون همه اش اصرار داشت منو ببینه و صدامو بشنوه بهش هی گفتم دوست خوبم من الان لکنت شدید دارم نمی تونم حرف بزنم و ضمنا اگه هم می تونستم باز برام مشکل زا بود آیا راضی میشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما اون هربار که می اومد چت ازمن عکس می خواست وتلفن و وب کم.

می گفتم عزیزم من نه وبکم دارم نه صدام سازگاره اما اون خیلی مصر بر خواسته اش که همین اصرار ایشان به تریقی  رایطه ی منو با شوهرم ریخت بهم و آخر سر دعوای شدید و خوردن کتک مفصل از شوهر و بد تر شدن اندک صدای باقیمانده ام!!

 

راستی به نظر شما این خیلی مهمه که حتما در ارتباطی که باهم داریم حتما مکالمه یا دیدار باشه و اونهم بهر قیمتی ؟آیا این دوستم عذاب وجدان داره !!!!!

روزی که باهاش آشنا شدم شیفته اش شدم اما الان ازش نفرت دارم.تازه اش اون از من هرجور عکسی را توقع داشت وقتی عکس میخواست ومی گفتم عکسی که دارم بی حجابه!!!مصرتر میشد.اولش یه عکس باحجاب که راستش مال خودم نبود بهش فرستادم که از شر اصرارش رها شم و تازه اش اوراغب تر شد و عکس بی حجاب از من خواست وگفتم عکسی که دارم خیلی بدحجابه و..............اون تازه اصرارش بیشتر شد و این وضیعت را پیش آورد.لعنت برتو ..............

کاش اصلا نت نمی اومدم وباهاش آشنا نمی شدم

لطفا نپرسید اون کیه مهم نیست دیگه

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388 15:4 توسط ماهرخ |


 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388 14:47 توسط ماهرخ |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 17:47 توسط ماهرخ |


طراح قالب پسر جهنمي X

من ماهرخ هستم .متولد 1356 ساکن یکی از شهرهای شمالی.لیسانسیه ادبیات هستم و خانه دار یه دختر کوچولو دارم که در اسفند 87 متولد شده اسمش سحره.
بیماری من بعد از تولد دخترم خودشو نشون داده و از نوع پیشرونده است.درحال حاضر تکلمم به سختی صورت می گیرد و نمی توانم حرف بزنم .توانایی قورت دادن غذا ندارم و غذاهای شل و آبکی مصرف می کنم ولی باز سخته.دیدم خیلی ضعیف و تارشده.کار منزل سختمه و قادرنیستم انجام بدم و زندگی سخت و طاقت فرسایی دارم.
کمکم کنید لطفا


صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388



پيوندها

پراز احساس
پر از مدل لباس
کوچک باش اما عاشق(ندا)
یکدی(ندا)
بانوی فروردینی(مریم)
آزاده نامه(آزی)
نابودی ام اس (سعید)
ام.اس لینک
منت خدای را عز و جل ...(نگار)
بهاری که خزان شد(یاس)
مرا آفریدآنکه دوستم داشت
سلام ام اس
وبلاگ ام.اس
آنارام
زندگی با ام .اس
مقاومت با خودم و ام اس
عالم تنهایی
همدم روح
زندگی"شهرام خان"
یه آرش تنها
ویولت
ام اس مهمان ناخوانده"نازمهر"
مدل لباس و آرایش و....
زیبا سازی وبلاگ
مسایل.......


    تعداد بازديدها:

پسر جهنمي:طراح قالب

POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


==============

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

==============

كد عكس تصادفی